مشکل من راجب ازدواج هستش من حدود دوماه با یک پسری به اسم بنیامین دوست هستم مشکلاتی برایم پیش امده

پرسش

باسلام من دختر شانزده ساله هستم
مشکل من راجب ازدواج هستش من حدود دوماه با یک پسری به اسم بنیامین دوست هستم و ت تولد بودیم طی مصرف مشروبو اینا حال خوبی نداشتم بنیامین هم همینطور و سر این موضوع رابطه جنسی برقرار کردیم و من پرده بکارتم را ازدست دادم بنیامین رو خیلی دوست دارم اون هم همینطور و این که بنیامین گل میکشه و رفیق بازه همه این چیزاشو قبول کردم سر اینکه من دخترانگیم رو از دست دادم گفتم با همین بمونم چون کسی دیگه منو قبول نمیکنه حدود یه هفته پیش پسرداییم منو خواستگاری کرد چون فامیل بود پدر و مادرم راضی بودند ولی من هیچ حسی نسب ب پسرداییم نداشتم ب مادرم گفتم با پسری به اسم بنیامین در ارتباط هستم و خیلی دوسش دارم مامانم ب پدرم گف و پدرمم گف میریم تحقیق اگه خوب بود ب همین جواب مثبت میدیم منم به بنیامین گفتم قضیه رو اونم گف بیان تحقیق رفتیم تحقیق همه بدشو گفتن گفتن گل میکشه و رفیق بازه پدرم گف قید اینو بزن به درد زندگی نمیخوره فردایه اون روز بنیامین و مادرش با مامانم صحبت کرد بنیامین قول داد که همه چیزش رو بزاره کنار و خودشو ثابت کنه و بعد بیاد خواستگاری مادرم قبول کرد ولی نمیدونم چرا به پسر داییم جواب مثبت داد منم نتونستم چیزی بگم اومدن نشون کردن منو به پسرداییم ولی من هیچ حسی نسبت بهش ندارم و اینکه هیچ کسی خبر نداره ک من پرده بکارت ندارم و از اون روز من از بنیامین خبر ندارم خطمو در اوردم ولی صد بار به مامانم زنگ زد ولی مامانم جواب نداد نمیدونم چیکار کنم دارم دیوونه میشم خواهشا راهنماییم کنید

مشاور پاسخ داده 0
Sahar 7 ماه 1 پاسخ 117 نمایش

پاسخ ( ۱ )

  1. توجه : نظر زیر توسط بازدیدکننده عزیز سایت نوشته شده و نوشته مشاوران سایت نمی‌باشد.

    باسلام.

    کسی اعتقادی نداره،پس اعتقاد و اصولی نداره! و کسی که راهی رو انتخاب که خدا اون رو بشدت رد کرده و گفته کسی حق نداره سراغش بره،پس باید نتیجه عملش رو که سیاهیی و تاریکی و سردرگمی است رو هم بچشه.

    فقط یک راه است و ان توبه تمام عیار و بازگشت به سمت خدا. غیر از این از چاه به چاله دیگر افتاده و سیاهی و تاریکی و ذلت و خواری بیشتر به ارمغان خواهد اورد.

پاسخی دهید