حس میکنم در دوجهان زندگی میکنم

پرسش

سلام .من حسین هستم ۳۹ سالمه دوتا بچه دارم .مشکل بزرگی دارم .حس میکنم در دوجهان زندگی میکنم .در جهان نخست یک انسان منطقی و فلسفی هستم که میدانم میمیرم و هیچ چیز این دنیا ارزش جان کندن ندارد و باید به اندازه زنده ماندن تلاش کنم و الباقی انرژی و زمان خود را صرف لذت بردن از زندگی کنم .در این جهان نخست که تقریبا همه چیز را احاطه کرده .دین و اعتقادات دینی و خدا و هرچیزی غیر قابل درکی یک توهم است و مبنای زندگی دراین جهان اصول علمی بر پاییه مطالب قابل تفسیر در حال و آینده توسط علم است وانسانها قادر مطلق در سرنوشت خود بر اساس انتخابهای خود هستند وهر انتخابی سرنوشت فرد را تغییر میدهد .در این جهان ذهنی انسانها بر اساس علم وشعورشان تقسیم بندی میشوند و مطلقا احساسات جای عقل را نمی گیرند و نگاه آدمی فرا زمینی و در مقیاس کیهانیست اما جهان دوم من فقط زمینی و محدود است و در حد واندازه خانواده ودوستان و محل زندگی و راه ورسم زندگیست و کاملا طوطی وار و بدون توجه به مرگ وزندگیست .باورکنید زندگی کردن در دو جهان راحت نیست چون لذت در کار نیست ‌.چون علم باکسی شوخی ندارد .از طرفی زندگی هم شوخی بردار نیست .ممنون میشوم بگویید نگاه کیهانی را چگونه در خود خاموش کنم .درک درستی از زمان و مکان وپیرامونم ندارم .حس میکنم یه چیزی در درون این کالبدم که تناسخی با محیط ندارد و پشت این کالبد انسانی پنهان شده .واز کالبد مثل یک ماشین یا رباط استفاده میکند

مشاور پاسخ داده 0
atosa666 4 ماه 1 پاسخ 119 نمایش

پاسخ ( ۱ )

  1. توجه : نظر زیر توسط بازدیدکننده عزیز سایت نوشته شده و نوشته مشاوران سایت نمی‌باشد.

    باسلام.

    من فکر میکنم،شاید بیش از اندازه دارید به یک سری مسائل نگاه می کنید و از اون طرف هم ارتباطتون با خدا (به صورت عملی مثل انجام کار خوب و نیت بزرگ) کم رنگ تر شده و دورتر شدید. یعنی شاید به نوعی گفت،کمرنگ شدن ارتباطتون با خدا و از اون طرف رفت امد با کسانی که ارتباطی با خدا ندارن و در زندگشون نیست(دنیای بینی و عمل کردن) باعث شده،به یک تناقض برسید که نه به بی خیالی اینا! نه به این دنیایه به این بزرگی و نه به اخرت به اون حساب پیچیدگی!

    اولا چند نکته،ما به طور کل دو دسته بیشتر ادم نداریم،انسان ها یا خوبن ! یا بد!  انسان های خوب میرن بهشت و انسان ها بد میرن جهنم! انسان خوب کارهای که خدا ازش خواسته(قران) رو عمل میکنه و انسان بد نفس های درونش و دستورات شیطان رو اطاعت میکنه.

    انسان ها بد از هر ابزاری برای  توجیح تفکراتش استفاده میکنه،میخواد ،جنگ افزار باشه،چه زبان باشه! چه علم باشه و چه جنگ روانی و روحی باشه و .. استفاده میکنه تا خواسته خودشون رو زیبا و قشنگ جلوه بدن! . که این خودش یک مشکل بزرگه! چون انسان بدنش و روحش برای انجام کارهای بد و فکر کردن به اون ساخته نشده! و بشدت نسبت به اعمال زشت اسیب پذیره و انواع اقسام حالت ها غیر قابل پیشبینی بهش دست میده!

    روحیات و حالت ها انسان دائم در حال تغییر! برای همین در طی روز،برای انسان نماز واجب شده! تا از فکر کردن و اندیشه کردن به چیزهای بی مورد و بی ارزش یا گناه الود بشدت دوری کنه و بجایی ان به چیزهای خوب و درست و عبادت خدا بپردازه و در نتیجه تفکرش رو اصلاح کنه.

    خدا همیشه به اندازه ظرفیت ما از ما خواسته کاری رو انجام بدیم و بیش از اندازه از ما چیزی نخواسته! برای همین حتا خود قران هم به سادگی بیان شده،تا کسی که کمتری سطح سوادی داره،اون رو متوجه بشه! .. چیزهای خیلی پیچیده فقط مختص با خداست! حتی بخشی زیادی از این بحث ها فلسفی که شما می ببینید فلسوف ها می کنند،بیشتر جنبه سرگرمی و بازی برای خود همون فلسوف ها داره! چون اصلا کاری در زندگی انسان ها نداره!

    و نباید بهشون توجه کرد! برای اینکه بگن چقدر ادم مهم هستن و حرف ها متفاوتی میزنن! ما سنگین تر و بالاتر از حرف های که در قران و کتاب هایی اسمانی داریم،هرگز و هیچ جا دیگر نداریم و نخواهیم داشت..! باقی حرف ها متناقض با قران .. بیشتر جنبه شوخی داره! مثل یک طفل کوچکی،که بلد نیست حرفی بزنه! همینجوری یک سری واژه پشت سرهم ردیف میکنه میگه،که معلوم نیست چی هست!

    به طور کل،به مباحث خدایی و قرانی توجه کنید و جهان رو دقیقا از منظره نگاه کنید،که خدا در قران اشاره کرده و خواسته ما اونطور ببینیم..

پاسخی دهید