خیلی خوب و صمیمی بودیم تو این مدت زمان خیلی خیلی بهش وابسته شدم

پرسش

سلام . من علیرضام و 15 سالمه . من 2 سال پیش یه روز معلم زبانم (کلاس زبان) پیشم اومد و مشکلیو باهام در میون گذاشت و منم به حل کردنش کمک کردم و خلاصه بهم اعتماد کرده بود و منم اونو آبجی صدا میکردم و اونم داداش میگفت بهم (اون 30 سالشه) خیلی خوب و صمیمی بودیم تو این مدت زمان خیلی خیلی بهش وابسته شدم و هر دقیقه فکر و ذکرم شده اون . هر روز توی تلگرام و اس ام اس بهش میگفتم که دوسش دارم و خلاصه خیلی صمیمی بودیم. چند ماه اخیر اعتمادشو نسبت به من از دست داد و منم هر کاری میکنم که دوباره باهم حرف بزنیم دیگه مایل نیس .منم افسردگی شدیدی گرفتم و همش گریه زاری میکنم و میخوام برگرده . واسش گل و … میخرم هدیه میدم ولی فایده نداره میشه راهنماییم کنین چیکار کنم؟؟؟

0
Alireza ebadi 7 ماه 0 پاسخ ها 92 نمایش

پاسخی دهید