سلام من یه مدتیه با یه پسری در ارتباطم حدودا ۹ ماه .۲ هفتس که رفته امو

پرسش

سلام من یه مدتیه با یه پسری در ارتباطم حدودا ۹ ماه .۲ هفتس که رفته اموزش نظامی و یه هفته دیگه میاد من تواین دو هفته همش فکرم درگیر دوتا موضوع هست و مشکلاتی که داشتیم .اما دوتا موضوع کوچیک اعصاب نزاشته .اول اینکه یبار دوستمومنو تشویقکرد به این که عکسمو از تو گوشی پسره پاک کنم و گفت داداشمم با همه میحرفه و عکس دختر دا ره و فلان .منم پاک کردم و پسره اعصاب شد گفت به چه حقی پاک میکنی نکنه خام پسر دیگه شدی و میخوای بری .گفت اگه عکسامونو نفرستی قط رابطه میکنم .بعد رفت ریکاوری کرد گوشیرو و عکسارو با کیفیت کمی برگردوند .گفت از روس اعصبانیت گفتم ناراحت نشو جدی نبود یبارم با مامانش میحرفیدم گفتم که  بحث از عاشقی افتاد گفتم خانم فلان میتونید جون پسرتونو قسم بدید که دوسم داره یا نه گفتدنه دخترم قسم خوردن چیه .تو باس بهم اعتماد کنی گفت یکاری کن دوست داشته باشه و قدرتو بدونه وقر نه واس پسر چه فرقی داره.منم به این اعقاد دارم که مادری جون بچشو دروع قسم نمیده.هر بازم واسم کادو میگیره  میگه به مامانت نشون بده بزار بدونه دوست دارم منم میگم اخه کادو واس اونه یا من انگار میخواد الکی چیزیرو ثابت کنه که انگار وجود نداره .یع هفته میشه تصمیم به قط رابطه گرفتم اما ترس از این دارم که نکنه عکس پخش کنه یا به بابام بگه یا هم کلی دردسر باشه واسم واس همین تصمیم گرفتم رابطه رو بزنم روی stop تا واسم ۳ سال صبر کنه تا درسم تموم شه و هر وقت خواست بیاد خواستگاری .از یه طرفم  اگه بمونم میترسم دوباره خام شم و چشام واقعیتو نبینه و اونوقت رابطه محکم تر و گرم تر شه و راهی واسه رفتن نباشه و با رفتنم دردسر های زیادی واسم درست کنه .اتو عمرم تو همچین دوراهی سختی قرار نگرفته بودم .اگه میشه کمکم کنید .

0
ناشناس 4 ماه 0 پاسخ ها 48 نمایش

پاسخی دهید