همسرم مردی مهربون و با محبتیه ولی خیلی چیزا رو نمیدونه حتی چیزای کوچیک و ساده

پرسش

با سلام
بنده 28 سالمه یک ساله که ازدواج کردم.همسرم مردی مهربون و با محبتیه ولی مشکلی که اینه که خیلی چیزا رو نمیدونه حتی چیزای کوچیک و ساده.میدونین درک و فهمش خیلی خیلی پایینه.همه چیو باید براش توضیح بدی اینکه الان باید چیکار کنی الان باید چی بگی .حتی من بهش میگم این حرف فلانی توهین بود و تو باید ناراحت بشی و برای اینکه طرف بفهمه اشتباه کرده باید فلان رفتارو کنی حالا این حرفو هربار که میخاد طرفو ببینه باید بهش بزنی خودش اصلا نمیدونه که باید ناراحت باشه.تو این یک سال شاید صد بار تا حالا براش توضیح دادم که من وقتی ناراحتم اگه این کارو بکنی از دلم در میاد .بهش همیشه میگم که نذار ناراحتی من به صبح بکشه چون خودمو میشناسم طبع سودایی دارم و بسیار حساس حتی اینو تو خواستگاریم گفتم و ایشون قبول که باهاش کنار بیاد.وقتی ناراحتم باهاش قهر میکنم جوابشو نمیدم سلام نمیکنم شبا جدا میخابم غذا نمیخورم یا حتی غذا هم بعصی وقتا براش نمیپزم ببینم میاد ازم بپرسه که چرا مثلا غذا نمیخوری تا بهش دلیل ناراحتیمو بگم اما عین خیالش نیست تازه خودش غذا میپزه و برامنم میاره.تو هر شرایط خوب و بدی که شما بگین من بهش گفتم و فقط میگه حرفات درسته ولی پای عمل که میاد بیخیاله.حتی یه بار یک هفته کوچکترین حرفی باهاش نزدم اگه تو سالن می نشست من میرم تو اتاق و درو میبستم باورتون میشه یه بارم ازم نپرسید تو چته از چی ناراحتی.اصلا فکر پیشرفت روحی تو زندگی نیست از این جور آدماس که نمیزاره آب تو دلش تکون بخوره اگرم یه وقتی خودم بگم از چی ناراحتم شروع میکنه توجیهای آبکی بیاره که اعصابمو بیشتر خرد میکنه حالا اگه بعد یه هفته ناراحتی بخوایم بازم درمورد این ناراحتی حرف بزنیم دقیقا همون توجیهارو میاره اصلا فکر نمیکنه و نسنجیده خیلی کاراشو انجام میده.دقیقا رفتاراش مثه این میمونه که تو 20 سالگیش مونده یا شایدم کمتر آخه همسر33 سالشه ولی اگه رفتاراشو ببینین فک میکنین با یه نوجوون سروکار دارین حسرت به دل موندم یه بار یه کاری رو یا حرفی رو خودجوش بزنه حتی تو روابط احساسیم من باید بهش بگم اینو به من بگو تا ناراحتیم تموم بشه.دیگه خسته شدم از اینکه همینجوری الکی وعده میده حرف میزنه و به حرفاش پایبند نیست باورتون نمیشه انقد که من رو حرفاش حساب میکنم و بهش شخصیت میدم خودش براش مهم نیست. از ایناس که اگه تو جمع حرف بزنه کسی بهش گوش نمیده از بس حرفای بچه گانه و ابلهانه میزنه .میگین چیکار کنم من تا حالا غیر از محبت هیچ کاری نکردم حتی اول اسمش آقا میذارم و تو جمع صداش میکنم همیشه بهش میگم شما.کلی از خوبیاش تعریف میکنم یه کار کوچیکشو خیلی بزرگ جلوه میدم تا یاد بگیره که این کار خوبه ولی خب آدم از یه جایی به بعد دیگه زده میشه از این زندگی لطفا کمکم کنید.دیگه باید چیکار کنم؟؟؟

0
hajar 1 سال 1399/2/16 14:04:12 0 پاسخ ها 174 نمایش

پاسخی دهید