همه چیز خوب و عاشقانه بود،الان حدود ۳ الی ۴ سالی میشه همش دعوا داریم

پرسش

سلام. من همسرم همکلاسی بودیم و ازدواج کردیم الان قبول دارم تو سن پایین ازدواج کردیم و بچه بودین. من ۲۱‌همسرم ۲۴ سالش بود. همه چیز خوب و عاشقانه بود نه دعوایی نه چیزی الان حدود ۳الی۴سالی میشه همش دعوا داریم. خیلی عوض شده الان یک پسر ۳ساله هم دارم. حتی اوایل یکبار خانوادم متوجه دعوامون شدن گفتن چون بچه دار شدین حس مسولیت افتاده براش ذهنش مشغوله در حالی که من حس نمیکنم. کلا بی مسولیته. اوایل خیلی به خانوادم احترام میذاشت ولی الان نه. حتی خانوادم فهمیدن بهش که میگم میگه تو ذهنت خرابه من تغییر نکردم. کلا لجباز شده. میگه من تو خونه هیچ مسولیتی ندارم. چند شب اشغال ها میمونه بهش میگم میگه وضیفه من نیست . یا هر چی من میگم همون جواب و به من میگه. پسرم ماشا… تپله. چیزی میخواد میگم محسن تو من برو مثلا اب بده بهش میگه خودت برو میگم خسته ام میگه منم خسته ام. میگم کمرم درد میگنه میگه منم کمرم درد میکنه. همه چیز همین طوریه. من زنم وقتی دعوا میشه دوست دارم بیاد بغلم کنه نازم کنه کلا بی تفاوت میشه بعد چند روز اخرمن خودم بهش پیام میدم یا میام حرف بزنیم همیشه هم میگه من مقصر نبودم که بیام معذرت خواهی. موقع دعوا میگه دهنت و ببند خفه شو. گمشو. بعد اشتی تا بهش میگم چرا فحش میدی میگه اینا فحش نیست. هنوز فحش نشنیدی. دیگه خسته شدم. اخرین دعوا هم سر پسرم بود کل روز ها نیست یک جمعه هست پسرمم همش میرفت سمتش اون هم همش تو اینستا و واتس اپ. همش هولش میداد برو کنار. چند بار گفتم باهاش بازی کن یک روز خونه ای اخر برگشت گفت دهنت ببند دلم بخواد بازی میکنم و این شد شروع دعوا منم رفتم شب رو مبل خوابیدم. دیدم این وسط بچم همش ناراحته صبح میگه تو چرا اینجا خوابیدی چرا بابا باهات حرف نمیزنه شب رفتم رو تخت خوابیدم دیدم اون رفت بالشت برداشت رفت رو مبل رفتم میگم این کارات چیه میگه تو دیشب رفتی امشبم من میرم. میگم بچه بازیات چیه میگه میخواستی دیشب تو نیای اینجا بخوابی. کلا لجبازی.ممنون میشم کمکم کنید

0
ناشناس 2 ماه 0 پاسخ ها 68 نمایش

پاسخی دهید